در باب ویرانه

 

1.  در محله هایی که  نوسازی بافتهای فرسوده در آنها در حال انجام است اکنون خرابه ای می بنید که بناست خانه های بلند و بزرگی در آنجا سربرآید و مردمانی در آنجا ساکن شوند. مردمانی که روزگاری در خانه های 40 یا 50 متری خود زندگی می کردند و برای خود همه چیز داشتند اما در آپارتمانهای 80 متری  دیگر چیزی ندارند. آنها مهمترین چیزی که در این محله های نوسازی شده از  دست می دهند تجربه های جمعی  و خاطره های جمعی است و تنها چیزی که بدست می آورند آپارتمانهای نو و بی روح با همسایگانی ناشناس است که محله پر شر و شور را به فضایی ناشناس بدل می سازد. آنها خانه های خود را در ازای آپارتمانها بخشیده اند.  می توانید چشمتان را به روی ویرانه ها ببندید و آبادنی وعده داده شده را طی سالهای دیگر در این محله تصور کنید. می توانید میان ویرانه ها بگردید و چیزهای بارزش آن را جدا کنید. نمی دانم آن مرد مهاجری که روستاری خود را رها کرد و به این شهر بزرگ گام نهاد در چه رویایی بود اما تصویر تابلوی نقاشی شده روی دیوار  اتاق نشیمنش که از زیر ویرانه ها نمایان است فضای بهشتگونی را به آنها وعده می داد که جنات تجری من تحت الانهار  بود.  آری گرچه خانه ها ویران شدند اما ویرانه ها هنوز جان دارند و با ما از آرزوهای این مردمان فقیر و مهاجر می گویند.

2.      هر دگرگونی با وعده بهشت  به ویرانه گام می نهد و چون تاریخ را به قول والتربنیامین خود فاتحان روایت می کنند پس گویا بهشت وعده داده شده محقق شده است.

3.      ویرانه همان  ناخوداگاه  فروید است آنجا که در ناخرسندی های فرهنگ آثار بجا مانده در شهر رم را با آرشیو ناخودآگاه مقایسه می کند. ویرانه آرشیو ارزشمندی است. ویرانه امری تمام یافته نیست بلکه امری است که هنوز آغاز نشده است. ویرانه چیزی است که لحظه حال بار آن را بدوش می کشد.  اینچین است که به لسان بنیامین می توان گفت:  هر اکنونی باردار گذشته است! باید باور داشته باشیم که گذشته ها نگذشته است بلکه گذشته هنوز تمام نشده است! شاید هم گذشته هنوز نیامده است!

4.      سریال قهوه تلخ نیز  از گذشته می گوید و گذشته را نقد می کند تا از آینده هنوز محقق نشده سخن گفته باشد! اما مهران مدیری نمی تواند گذشته را به مدد حال نقد کند بلکه او می تواند حال را به مدد  گذشته به چالش بکشد. پرسه زدن در میان ویرانه های گذشته و آت و آشغالهایی که طنزآلود بنظر می رسند برای مدیری عناصری ارزشمند برای نقد فرهنگی فراهم می سازد. بنابراین قهوه تلخ نیز ما را از زمان کنونی به ویرانه هایمان می برند. آنجا که بعدها ما فقط روایت فاتحان را از تاریخ می خوانیم و اکنون در این سریال گویا قرار است با ویرانی مخفی شده و به فراموشی سپرده شده مواجه  شویم.

5.      .در عکسی از بهمن جلالی که به رویداد  انقلاب 57 می پردازد،  پسرکی 11 یا 12 ساله پشت آمبولانس بزرگ و ظاهرا از کار افتاده ای که بر روی آن شعارهای انقلابی و رهایی طلبانه حک شده است سنگر گرفته است. مردم در خیابان آزادانه،  رها و سرگردان هستند اما پسرک همچنان پشت آمبولانس سنگر گرفته  و چشمانش را از نگرانی بسته است. گویا از چیزی می ترسد. از ویرانه!

6.       میشله جمله معروفی دارد: « هر دوران، دوره پس از خود را در رویا می بیند»

 

 

/ 46 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

ای کاش هنوز تو کلاس های درستون نشسته بودم و شما برامون حرف می زدید

فرزانه

من شمارونمیشناسم. اما اون خونه هایی روکه خراب شدندتاجاش آپارتمان ساخته بشه میشناسم اون محله هایی روکه خراب شدند میشناختم. پس شماروهم میشناسم . کاش همه به اندازه هم می تونستند حرفشون روبزنند

فاطمه جناب اصفهانی

در مورد تمام بناهای تهران وضع باز هم فرق می کند . هر ساختمانی که بلند و افراشته می شود ساکنینی دارد که در پس ذهنشان از زلزله ای عظیم می ترسند. زندگی واقعی آن ها ممکن است در بنایی نوساز باشد اما زندگی ذهنشان بر فراز ویرانه ها پا گرفته است.

عليرضا آيت اللهي

سلام فکر می کنم اگر وبلاگ های : شناخت مردم ایران و آمایش سرزمین راهم نگاهی بیاندازید بد نباشد

مینا

قسمت اول حرفهاتون رو با جون و دل درک می کنم چون خودم یکی از کسانی هستم که می رم دم خونه های مردم تا واسشون کلی صغری کبری بخونم که بیان نوسازی کنن.تو همون کوچه پس کوچه هایی که گفتید توش خاطره های جمعی موج میزنه ولی حالا توش فقط کثافت و کثافته! آسیب های اجتماعی بیداد میکنه! و همش تقصیر سیاست های ناکارامد شهرداریه

علیرضا

سلام جمله میشل از کدام منبع ذکر شده؟

شقایق

سلام دکتر به نظر میاد که قهوه تلخ همونجور که گفتید داره جامعه امروزو به نقد می کشه. فقط یه چیزیش برای من عجیبه. مثل سریال برره دقیقن جامعه روز را می بینیم. می فهمیم که این که انگشت روشه درد ماست. ولی چرا می خندیم؟ چرا می خندیم؟ [ناراحت]

رضا ابوالحسنی

سلام /مسائلی که مطرح شده نگاه واقع بینانه ای به اوضاع امروزه /باید راهکارهایی رو دنبال کرد که با توجه به سابقه جامعه و خلقیات حک شده تاریخی نتیجه بده/هر چقدر طول بکشه مهم نیست فقط عملکرد ها مهمه

رضا ابوالحسنی

اضافه کنم که تاریخ رو فاتحان مینویسن اما نه همیشه/نمونه بارزش نگاه طبقه تحصیل کرده به دوران دکتر مصدق ه / قشر عامی جامعه هم با همه تبلیغات منفی مصدق رو نسبتا شناخته

بی /نام....

عالی مثل همیشه یکی نوشته بود کاش هنوز سر کلاس درستان شاگردتان بودم..... کاش خوب ها را درو نمیکردند