جامعه شناسی و زندگی روزمره در ایران

گفتمان رادیویی و نمایش دموکراسی

 

رادیو و تلویزیون در ایران دو رسانه ای اند که به صورت متمرکز و تحت کنترل دولت اداره می شوند اما علی رغم  مدیریت یکسان شان به هیچ وجه به لحاظ گفتمان سازی یکسان عمل نمی کنند. رادیو در مقایسه با تلویزیون بازنمایی متکثرتری از اوضاع ارائه می دهد و دیدگاههای متفاوت تری در آن منعکس می شود. البته این تکثر بازنمایی تنها در مقایسه با تلویزیونی که به آشکارترین شکل در کار بازنمایی انگیزشی و قصدمندانه رویدادهاست معنا می یابد(به عبارت دیگر در شرایط معمولی اعتقاد نداریم که رادیو رسانه ای چند گفتمانی است).  در هرصورت در رادیو نظرات مخاالف بیشتر منعکس می شود. شخصیتهایی که در تلویزیون امکان حضور ندارند در "رادیو گفت و گو" مجال حضور می یابند. اکنون این سوال مطرح می شود که علی رغم مدیریت یکسان در این دو رسانه چرا رادیو سیاستهای بازتری دارد؟

پاسخ ساده می تواند این باشد که دولتهای ایدئولوژیک  به نمایش دموکراتیک از طریق برخی از رسانه ها احتیاج دارند و این نمایش دموکراتیک و چند گفتمانی را از طریق رسانه های قدرتمندی چون تلویزیون نمی توانند نشان دهند و بهترین راه نمایش دموکراسی رسانه ای از طریق رسانه های ضعیف است. رادیو نیز علی رغم پوشش عام و گسترده از قدرت مخاطبان اندکی برخوردار است به نحوی که میزان مخاطبان رادیو با روزنامه و مطبوعات( در جامعه شهری) برابری می کند. طبق تحقیق ملی که در سال 1383 انجام شده است(و این آخرین تحقیق ملی است که در اختیار داریم) 64 درصد مردم اساسا از رادیو استفاده نمی کنند. رادیو بیشتر رسانه ای مردانه و مرتبط با سنین بازنشستگی و  با افراد تحصیلات پایین است. این مشخصات نشان دهنده این امر است که رادیو به مثابه رسانه ای غیر فراگیر و ضعیف است.

 

مصرف رادیو، تلویزیون و روزنامه به تفکیک جامعه شهری و روستایی*

میزان مصرف رسانه ای در ایران

هر روز استفاده می کنم

 

رادیو

روزنامه

تلویزیون

جامعه شهری

15.1

16.7

85.3

جامعه روستایی

21.5

5.7

79.8

         

 

 

 

داده های تحقیقات پیمایش ملی انجام شده در سال 1383 [1]نشان می دهد که علی رغم تفاوت  در میزان دسترسی رادیو و روزنامه، میزان تفاوت چندانی در جامعه شهری میان این دو رسانه وجود ندارد. اما در جامعه روستایی همچنان رادیو مصرف بالاتری در مقایسه با روزنامه دارد. در هر حال رادیو نیز همانند روزنامه به لحاظ مصرف و استفاده در میان مردم رسانه ای ضعیف محسوب می شود. هم روزنامه و هم رادیو به لحاظ میزان مخاطب در فاصله زیادی با تلویزیون دولتی قرار دارند. براساس آنچه در جدول نمایش داده شده می توانیم پیرو گزاره ای که در نوشته"  رسانه قدرتمند و رسانه ضعیف"  آوردیم نتیجه دیگری نیز بدان اضافه کنیم و  آن نتیجه این است: رادیو اگرچه رسانه ای دولتی است اما دموکراتیک تر از تلویزیون عمل می کند و علت چندصدایی بودن رادیو(به استثنای بخش خبر) تابع همان منطق قلت مخاطب و نمایش دموکراسی است. به دلیل آنکه مخاطب رادیو چندان زیاد نیست شنیدن صداهای مخالف چندات مقاومتی بر نمی انگیزاند. این نکته ما را مجددا به اصل میزان مخاطب و درجه تحمل پذیری حاکمان حواله می دهد.بر مبنای این اصل درجه تحمل پذیری یک" رسانه متکثرتر" تا آنجا ممکن است که آن رسانه از مخاطبان زیادی برخوردار نباشد. اما چرا وجود رسانه های ضعیف و در عین حال متکثر در "جامعه ایدئولوژیک" ضرروی بنظر می رسد. اکنون که عدم احساس ضرورت پیامهای متکثر و بازنمایی های متفاوت از سوی سیاستگذران آشکار شده است پاسخی جز نمایش دموکراسی باقی نمی ماند.  

سخن پایانی آنکه روزنامه و رادیو علی رغم ضعیف بودنشان به لحاظ مصرف و مخاطب تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند. مطابق داده های پیمایش ملی،  رادیو رسانه ای روستایی تر و روزنامه رسانه ای شهری است. در پست دیگری راجع به این فرضیه تامل می کنیم که چرا رسانه های ضعیف و چندصدایی تر و غیر دولتی تر با زندگی شهری همبسته ترند؟

مطالب مرتبط با این موضوع

وبلاگ دکتر محدثی

http://hmohaddesi.blogfa.com/post-66.aspx

وبلاگ دکتر رضایی

http://velashedi.blogfa.com/


* منبع: نتایج یافته های پیمایش ملی تحولات فرهنگی ایرانیان  1383، مناطق شهری و روستایی، محسن گودرزی،سازمان تبلیغات اسلامی.

[1] این گزارش بعد از پیمایشهای معروف وزرات ارشاد آخرین پیمایش ملی ملی است که در ایران در اختیار ما قرار دارد.


درباره رسانه های ضعیف و قوی

  

 

1.   رسانه های قوی و رسانه های ضعیف صرفا مفهومی ناظر بر گستردگی پوشش و میزان نفوذ در میان مخاطبان است. رسانه ای که مخاطبان گسترده ای دارد، و با توجه به تنوع برنامه هایش طیف گسترده ای از آدمها را پوشش می دهد رسانه قوی نام گرفته است. به عبارت دیگر این نوع رسانه  هم به لحاظ میزان کمیت و هم به لحاظ تفاوتهای جنسی، سنی و طبقانی و تحصیلی طیفهای مختلفی را تحت نفوذ خود دارد. این در حالی است که رسانه های ضعیف از آن رو ضعیف نام گرفته اند که پوشش فراگیری در جامعه ایرانی ندارند و از دیگرسو به لحاظ مصرف به گروههای سنی میانین و جوان و طبقات تحصیلکرده محدود می شوند. مصرف رسانه های ضعیف حتی به لحاظ جنسیتی نیز تفاوت معناداری دارد. مثلا داده های تحقیقات پیشمایش ملی نشان داده است که زنان کمتر از مردان روزنامه می خوانند اما در خواندن مجله سبقت می گیرند. اما دو مفهوم رسانه های بزرگ و رسانه های کوچک که محمد رضایی در وبلاگ خود مطرح کرده اند می تواند از جنبه هایی مفید باشد اما به دام همان محدودیتهایی می افتد که رضایی از آن انتقاد می کند. اولا منظور از بزرگ و کوچک بودن در مورد رسانه ها چیست؟ دوم اینکه رسانه های کوچک طیف بسیار بیشتری از آنچه که در مورد رسانه های همگانی مورد نظر من است را در بر می گیرد. مثلا مویابل رسانه کوچک به شمار می آید اما رسانه ای همگانی(mass media) نیست. بنابراین در حالی که رسانه ضعیف مورد نظر من به طور مستقیم جهت گیری ای سیاسی دارد و در نسبت با مخاطبانش تعریف می شود، مفهوم رسانه کوچک به چینین ابعادی بی توجه است. واضح است که هرگونه مفهوم سازی به جهت کاربردی که برای ما در تحلیل دارند می توانند سودمند باشند و تفکیک رسانه ها به بزرگ و کوچک کمکی به من در توضیح رابطه  میان دموکراسی و رسانه نمی کند. از نظر من رسانه کوچک می تواند هم قوی باشد هم ضعیف. مثلا موبایل به عنوان رسانه کوچک رسانه ای قوی است ودارای همان دو عامل کلی است که در مورد رسانه قوی گفتم. اما همان طور که گفتم در تحلیل من تنها رسانه های همگانی موضوعیت دارند.

2.   تفکیک رسانه ها به ضعیف و قوی ضرورتا به معنای میزان تاثیر پذیری آنها نیست. رسانه های ضعیف در میان طبقات متوسط و مخاطبان آن تاثیر بالایی دارند و در عوض همین طبقات از رسانه های قوی تاثیر بسیار کمتری می پذیرند.  سخن رضایی در مورد تاثیر پذیری و نفوذ تلویزیون ماهواره ای در رویدادهای اخیر درست است اما جناب رضایی از این نکته غافل اند که مسئله من بر عمق نفوذ و تاثیرپذیری بر طیف خاصی از جامعه نیست(طبقه متوسط) بلکه تاثیر پذیری و انتقال پیام بر کلیت جامعه مدنظر بوده است. جناب رضایی با من همداستانند که یکی از علتهای مهم محدود ماندن جنبش اجتماعی اخیر در میان طبقات متوسط شهرهای بزرگ به دلیل آن بوده است که این جنبش بر رسانه های ضعیف تکیه داشته است و بخش عمده ای از جامعه اساسا صدایی از اعتراضات و مطالبات نشنیده اند. در حالی که سایتهای اینترنتی رقیب و تلویزیونهای ماهواره ای و شبکه های اجتماعی مورد نظر رضایی در زمینه تولید مسئله برای مردم فعال بودند رسانه قوی به سادگی توانست امور را برای کلیت جامعه طبیعی جلوه دهد و تنها در میان طبقات متوسط و در شهرهای بزرگ بوده است که تلویزیون به طور کامل موفق عمل نکرده است. بنابراین دسترسی و فراگیری شرط لازم( نه لزوما کافی) تعریف رسانه های قوی است.

3.   در مورد دموکراتیک بودن رسانه های ضعیف هم رضایی گمان نادرستی از سخن بنده داشته اند. آنچه مد نظر من بوده است دموکراسی بازنمایی بوده است و نه محتوای دموکراتیک این یا آن رسانه. وقتی از وضعیت مطلوبتر دموکراسی بازنمایی در رسانه های ضعیف سخن می گوییم منظور ما این است که حضور گفتمانها و  بازنمایی های متفاوت و گاه شدیدا مخالف خود نشانه وجود دموکراسی در بازنمایی در سطح رسانه های ضعیف است. بنابراین هدف این نبود که بگوییم روزنامه کیهان دموکراتیک تر از تلویزیون است. بلکه هدف این بود که بگوییم حضور بازنمایی که کیهان از وقایع ارائه می کند در کنار روزنامه اعتماد خود نشانه این است که گزارشات متفاوت از یک رویداد در این سطح تحمل می شود اما در سطح رسانه قوی ما تنها با یک رسانه مواجه ایم بنابراین تنوع گفتمانی هم وجود نخواهد داشت.  و فرجام سخن در مورد این سخن رضایی که " ما نمی توانیم هر سخن مخالفی را لزوما  دموکراتیک فرض کنیم( چرا که ) از دل این فضاها رادیکالزیم خطرناکی میتواند حاصل شود"  باید بگوییم که چنین نتیجه ای ارتباطی به بحث من ندارد. اینکه فضای دموکراتیک در ایران خود می تواند به رادیکالیزم ختم شود موضوع مستقلی است که در جای خود باید بدان پداخت و به هیچ وجه نافی دسته بندی ساده من از رسانه ها نیست. چنین دسته بندی در حد یک مفهوم سازی اولیه است که محتاج نقادی هایی از نوع نوشته نقادانه محمد رضایی است.


رسانه های قوی و رسانه های ضعیف در ایران

 

وضعیت رسانه ها در ایران به دو دسته کلی  رسانه های قوی و رسانه های ضعیف، قابل تقسیم است. منظور از رسانه های قوی،  رسانه ها با قدرت مالی بالا، سازمان یافتگی گسترده و بزرگ، و قدرت فراگیری و پوشش و در دسترس بودن زیاد هستند. تلویزیون در ایران از چنین قدرتی برخوردار است. حتی علی رغم پوشش دهندگی یکسان رادیو و تلویزیون، تلویزیون بیش از رادیو و به عنوان رسانه بی رقیب و به عنوان تنها بازی کننده در شهر عمل می کند.

در عوض، رسانه های ضعیف از قدرت پوشش دهندگی پایینی برخوردارند و به دلایل مختلفی چون توان مالی، عدم قدرت سازمان یافتگی و سطح فرهنگی مخاطب و نوع رسانه تنها مخاطبان محدودی را در بر می گیرند. رسانه هایی چون روزنامه و مطبوعات و در شرایط فعلی اینترنت و تلویزونهای ماهواره ای رسانه ضعیف محسوب می شوند.[1]

جدول مقایسه ای استفاده از دو نوع رسانه قوی و ضعیف در جامعه ایرانی*

نوع رسانه

هر روز استفاده می کنم

اصلااستفاده نمی کنم

جامعه شهری

جامعه روستایی

جامعه شهری

جامعه روستایی

تلویزیون

85.3

79.8

1.4

4.9

روزنامه

16.7

5.7

21.4

42.8

 

تفاوت استفاده و مصرف در  این دو نوع رسانه ها نشان می دهد که تلویزیون می تواند نقشی تاثیرگذار در جامعه ایران بازی کند. در حالی که بین مصرف کنندگان تلویزیون تفاوت معناداری به لحاظ طبقاتی و تحصیلاتی وجود ندارد، رسانه های ضعیف را بیشتر افراد با تحصیلات بالاتر  و سطح اقتصادی بالاتر استفاده می کنند. در عین حال باید بیفزاییم که تلویزیون در ایران تک گفتمانی است در حالی که رسانه های ضعیف در ایران چند گفتمانی هستند. به عبارت دیگر اگر به رسانه های ضعیف نگاه کنیم گفتمانها و صداهای مختلفی را می شنویم که این گمان را تقویت می کند که ایران جامعه ای چند صدایی است. دولتمردان نیز هرگاه بخواهند از وجود دموکراسی در ایران صحبت کنند رسانه های ضعیف را نمونه می آورند و روشنفکران هرگاه بخواهند غیردموکراتیک بودن ایران را نمونه بیاورند آن رسانه قوی را شاهد می گیرند.

سخن آخر آنکه، در ایران، رسانه های چند گفتمانی مادامی که ضعیف باشند تحمل می شوند اما به محض انکه مخاطبان بیشتری بیابند مسئله ساز می شوند. در تاریخ مطبوعات ایران بودند روزنامه هایی که به دلیل یافتن تیراژ گسترده و مخاطبان ثابت و حرفه ای، عمرشان به پایان رسید. اما اگر همان مطالب را روزنامه های بدون مخاطب به چاپ می رساندند به موجب همان قانون قابل تحمل فرض می شدند. به عبارت دیگر جامعه چند صدایی در برد محدود و صدای پایین در ایران تحمل می شود اما به محض آنکه این صداها بلند شود و فراگیری عام یابد غیر قابل تحمل بنظر می رسند.

اگر بخواهم یکبار دیگر سخنانم را در چند گزاره خلاصه کنم بدین شرح خواهد بود:

1.      رسانه ها در ایران (به ویژه به لحاظ قدرت پوشش دهندگی)  به ضعیف و قوی تقسیم می شوند.

2.   مصرف کنندگان رسانه های قوی همه شکل(با تنوعات فراگیر تحصیلی، سنی و طبقاتی) و مصرف کنندگان رسانه های ضعیف محدود به اشکال فرهنگی و اقتصادی(تحصیلات و موقعیت اقتصادی بالا) خاصی هستند.

3.      در ایران، رسانه قوی تک گفتمانی و رسانه های ضعیف چند گفتمانی هستند.

4.   جامعه ایرانی به لحاظ تکثر گفتمانی در رسانه های ضعیف به جامعه دموکراتیک نزدیک است اما به لحاظ تک گفتمانی بودن رسانه قوی جامعه ای غیر دموکراتیک است.

5.      در ایران رسانه های چند گفتمانی صرفا  تا آنجا که رسانه ای ضعیف باشند تحمل می شوند.



[1] البته رسانه اینترنت و ماهواره صرفا در شرایط فعلی ضعیف محسوب می شوند اما در اینده نزدیک با توجه به پوشش دهندگی گسترده می توانند با تلویزیون دولتی قابل مقایسه گردند.

* منبع: نتایج یافته های پیمایش ملی تحولات فرهنگی ایرانیان  1383، مناطق شهری و روستایی، محسن گودرزی،سازمان تبلیغات اسلامی.


رسانه ها و دموکراسی بازنمایی در ایران

 

١.      بازنمایی دموکراسی و دموکراسی بازنمایی هریک بحث مهم و ارزشمندی محسوب می شوند که در جای خود باید بدانها توجه کرد. در بازنمایی دموکراسی ما رسانه ها را از این بعد تحلیل می کنیم که  رسانه‌ها چه بازنمایی  از دموکراسی ارائه می دهند. آیا در این بازنمایی ها دموکراسی عنصری مطلوب جلوه داده می شود یا اینکه دموکراسی با مولفه هایی همراه می شود که در نهایت مورد تردید قرار می گیرد و شکل بدیلی برای آن عرضه می شود.؟ شرح این حکایت مفصل است و در جای خود باید مورد داوری قرار گیرد. اما در رویکرد دیگر ما می توانیم از دموکراسی بازنمایی سخن بگوییم. دموکراسی بازنمایی یکی از اشکال دموکراسی در جامعه مدرن است و بر این امر دلالت دارد که در بازنمایی عالم و آدم تا چه اندازه ما بازنمایی های متعدد و متنوع مواجه ایم. بر اساس نظریه بازنمایی از آنجا که هر روایت از جهان با برجسته سازی و به حاشیه رانی وقایع و اموری همراه است بنابراین تنها راه فهم دقیق رویدادها در اختیار داشتن روایتهای متعدد و به زبانی همان امکان دموکراسی بازنمایی است. همچنین باید این نکته را در نظر داشت که بدون دموکراسی بازنمایی امکان وجود اشکال متعارف دموکراسی منتفی است. یعنی نمی‌شود جامعه‌ای دموکراتیک داشت در عین حال در آن  از دموکراسی بازنمایی خبری نباشد. از سوی دیگر این نکته برای جوامعی چون ما اهمیت دارد که بدون کمک به تقویت دموکراسی بازنمایی امکان تاسیس یک جامعه دموکراتیک ممکن نیست. به همین دلیل است که رسانه ها یکی از ارکان دموکراسی لقب گرفته اند. اما رسانه ها به خودی خود رکن دموکراسی به حساب نمی آیند. رسانه ها در خدمت هر نوع جامعه ای(دموکراتیک یا اقتدار گرا) می توانند قرار گیرند. تنها وضعیتی که در آن رسانه ها می توانند به وضعیت دموکراتیک کمک کنند وضعیتی متکثر و چند صدایی است. موقعیتی که در آن به زبان دینی ما امر به معروف و نهی از منکر حاکمان را ممکن ببینند.   اما  اکنون سوال این است که رسانه ها در ایران تا چه اندازه در مسیر دموکراسی بازنمایی گام بر می دارند؟ به عبارت دیگر دموکراسی بازنمایی در ایران چه وضعیتی دارد؟

2.       در جامعه ایران رسانه های متعدد هریک به سهم خود بازنمایی های خاصی از جهان و جامعه ارائه می دهند. هنگامی که به روزنامه ها نگاه می کنیم علی رغم وجود تنگناها سخنهای مختلفی می شنویم، زمانی که به فضای مجازی می رویم سخنهای بیشتری می شنویم. اما وقتی تلویزیون رسمی و دولتی را نگاه می کنیم تنها یک صدا می شنویم و آن صداهای متعدد و هرچند نحیف در روزنامه ها و مجلات تنها به صدای دولت تقلیل می یابد. در چنین وضعیتی چه مفهوم سازی باید از رسانه ها ارائه داد و چگونه باید در باب نقش رسانه ها در دموکراسی بازنمایی داوری نمود؟

3.      براساس آنچه گفته شد می توان به دو دسته از رسانه ها در ایران اشاره کرد. یک دسته رسانه هایی که تا اندازه ای در مسیر دموکراسی بازنمایی گام بر می دارند و دسته دوم رسانه هایی را شامل می شوند که تک صدایی اند. اما برای مفهوم سازی از این دو دسته رسانه ها باید به یک ویژگی مهم نهفته در این دو طبقات از رسانه ها توجه کرد. به این معنا که رسانه های تک صدایی چون تلویزیون در ایران رسانه ای قوی و رسانه های چند  صدایی و چند گفتمانی رسانه‌ای ضعیف محسوب می شوند.

4.      بنابر این رسانه ها را در ایران به دو دسته رسانه های ضعیف و رسانه های قوی تقسیم می کنم.  منظور از رسانه های قوی،  رسانه ها با قدرت مالی بالا، سازمان یافتگی گسترده و بزرگ، و قدرت فراگیری و پوشش و در دسترس بودن بالا و مهمتر از همه گستردگی بی نظیر مخاطب است. در عوض، رسانه های ضعیف از قدرت پوشش دهندگی پایینی برخوردارند و به دلایل مختلفی چون عدم توان مالی، عدم قدرت سازمان یافتگی و سطح فرهنگی مخاطب تنها مخاطبان محدودی را در بر می گیرند.

5.      دموکراسی بازنمایی در ایران در ارتباط با رسانه های ضعیف باید فهم شود و رسانه قوی چون تلویزیون به عنوان رسانه ای بی رقیب تنها به شکل دولتی اداره می شود و نقشی در دموکراسی بازنمایی ایفا نمی کند. روشن است که رسانه های ضعیف در ایران به دلیل پایین بودن میزان مخاطب(اگرچه از دموکراسی  بازنمایی حداقلی در متن برخوردار باشند) تاثیر کمی در ایجاد جامعه چند صدایی و دموکراتیزه شدن جامعه ایران دارند. تصور می کنم تامل بیشتر در هریک از رسانه های قوی و رسانه های ضعیف در ایران با توجه به سیاستهای رسانه ای موجود می تواند افقهای جدیدی در تحلیل دموکراسی بازنمایی باز کند. یک پرسش مهم  که به روی این قبیل تاملات قرار دارد این است که چرا رسانه هایی چون روزنامه و مجلات و همین طور کتاب در ایران رسانه ای ضعیف اند؟ چرا علی رغم گذشت دهه ها  از توسعه دانشگاه‌ها و تحصیلات دانشگاهی هنوز چنین رسانه هایی ضعیف محسوب می شوند؟