جامعه شناسی و زندگی روزمره در ایران

طبقه جدید کی متولد شد؟

 

برخی معتقدند که دیگر نمی توان بر مبنای طبقات اجتماعی جوامع جدید را تحلیل کرد اما  هدف ما از بحث پیرامون مفهوم طبقه متوسط این نبوده است که حوادث جاری را باید صرفا بر مبنای تحلیل طبقاتی فهمید. ضمن آنکه  تاکید می کنم بحث  ما پیرامون طبقه متوسط با بحث تعین طبقاتی تفاوتی اساسی دارد. برخی از جامعه شناسان پیشکسوت ایرانی  به بحث شکل گیری طبقه در ایران علاقه نشان داده اند. تحقیقات احمد اشرف و بنوعزیزی در این میان ارزشمند هستند. آنها معتقدند که در  اواخر حکومت قاجار بود که ایران در اقتصاد جهانی به تدریج وارد شد و جوانه های مناسبات  تولید سرمایه داری سربرکشیدند و در هرصورت ایران با جهان غرب مرتبط و متصل شد. همین امر منجر به دگرگونی هایی در ساختار اجتماعی شد، طبقات جدیدی سربر آوردند. این طبقات اگرچه هنوز در اقلیت بودند اما گروههایی از روشنفکران، دیوانسالاران و کارگران صنعتی نوپا را شکل می دادند.

انقلاب مشروطیت بدون حضور این طبقات جدید بلاموضوع می شد. زمزمه های عدالتخانه و مهار قدرت استبدادی و نظایر آن با نقش مطبوعات و قشر روزنامه خوان همنوا بود. اما در این زمان طبقات سنتی یعنی  خان های عشایر، زمین داران بزرگ، تجار سنتی و علمای بانفوذ و افراد مرتبط با خاندان سلطنتی نقش بارزی را در جهت گیری جامعه داشتند.

انقلاب مشروطیت اولین شوکی بود که به کمک قشر نحیف طبقه جدید پدید آمده بود.  در عین حال، انقلاب مشروطیت بدون کمک طبقات سنتی و توده مردم که چندان با آموزه هایی که مشروطیت بر آن سوار بود آشنا نبودند. غیرممکن می نمود. جامعه ایران جامعه ای روستایی بود و شهرها همچنان وابسته به اقتصاد روستایی بودند. آرمان مشروطیت در این انقلاب شکل گرفت. برخی از نمودهای آن مانند عدالتخانه و مجلس شوری برای همیشه باقی ماندند اما بعد از آن در بسیاری از زمانه ها تنها صورتی ظاهری از آن آرمانها  حضور داشت. فراموش نمی کنیم نفس حضور ویرانه های آرمان مشروطیت جوانه های اعتراض و مبارزه را در تمامی دوران پهلوی سبز نگاه داشت و جامعه هیچ گاه تماما به دوران پیش از مشروطیت بازنگشت.