جامعه شناسی و زندگی روزمره در ایران

آرگو و شغل در ایران

در ماه اخیر دو فیلم در مورد ایران در سینمای های امریکا نمایش داده شده است. فیلم آرگو که به ماجرای نجات 6 نفر از اعضای سفارت آمریکا در ایران در ماجرای گروگانگیری اشاره داد و فیلم کار در ایران نیز به بسکتبالیست سیاهپوستی می پردازد که برای بازی در یک  تیم رده پایین شیراز به ایران می آید و کمک می کند تا این تیم رتبه خوبی کسب کند. در برداشت کلی این دو فیلم کاملا متفاوت بنظر می رسند.

گفته شده است که آرگو فیلم بی طرفانه ای است شاید به این دلیل که  عصبانیت ایرانی ها  را نسبت به امریکا تا اندازه ای منطقی جلوه داده است.  برای مثال فیلم به دخالت امریکا در ایران اشاره می کند و به خصوص طراحی کودتای 28 مرداد را به گردن می گیرد. اما آرگو بیشتر فیلمی در مورد آمریکایی هاست تا جامعه ایران. ماجرا به نجات 6 نفر که از دست انقلابیون  پس از تسخیر   سفارت گریختند بر می گردد. در عین حال  تنها تصویری که از ایران  نشان می شود  غلیان خشم و نفرت از امریکاست. در مقابل فیلم" کار در  ایران"  که ماجرای سیاه پوستی امریکایی است که به تیم بسکتبالی در شیراز می پیوندد بیشتر سعی کرده به زندگی روزمره در ایران نزدیک شود. هر دو فیلم بر اساس داستان واقعی تهیه شده است.  در فیلم آرگو، مسئولان انقلابی حراست فرودگاه که از هویت واقعی امریکایی ها  پی نبرده بودند با زبانی همراه با خشم و نفرت گفتند که دیگر جای شما امریکایی ها در ایران نیست.  در فیلم کار در ایران ، حالا بعد از چند دهه یک آمریکایی با ترس و نگرانی برای کار به ایران سفر کرده است  اما دیگر از خصومت و نفرت نسبت به امریکا تنها در دیوارهای شهر  می توان ردی پیدا کرد. برعکس در زندگی معمولی مردم آدمها عاشق سیاهپوست امریکایی نشان داده می شوند. مرد ورزشکار همانند دیپلماتهای امریکایی فیلم آرگو  به بازار می رود  اما نه نگران چیزی است و نه کسی با دیده نفرت  به او نگاه می کند.  تماشاگران آمریکایی احتمالا قرار است در شکاف میان  آن نفرت و این عشق تغییرات جامعه ایران را تحلیل کنند.