جامعه شناسی و زندگی روزمره در ایران

در باب طبقه متوسط

 

طبقه متوسط مفهومی پیچیده و چند معناست و از این رو دیدگاهی یکسان در آن باب وجود ندارد. به خصوص اینکه در جامعه ما کمتر در باره آن به تفصیل بحث شده است.

1. ابتدا اینکه باید بدانیم که طبقه متوسط ، طبقه به معنای مارکسی آن نیست.از نظر مارکس، طبقه در ارتباط با ابزار تولید معنا می شود. یعنی بنابر جایگاهی که فرد در نظام تولید دارد و بنابر دار بودن یا دار نبودن ابزار تولید موقعیت طبقاتی اش رقم می خورد. ماکس وبر معنای موسع تری از طبقه را اختیار کرد و علاوه بر متغیر مارکسی مقوله مصرف را به میان آورد. همین طور بر استفاده از مفهوم قشر تاکید داشت.  درون یک طبقه ممکن است خود اقشار متفاوتی وجود داشته باشند و یا قشر مشخصی(زنان، دانشجویان) ممکن است به طبقات مختلفی مرتبط باشند. با وجود این، سه مفهوم قدرت، نابرابری و ابزار تولید هنوز از مفاهیم کلیدی نظریه انتقادی محسوب می شوند اگرچه  بازاندیشی هایی اساسی از آن در زمانه ما ارائه شده است. درک درست از این سه مفهوم در فهم بهتر طبقه متوسط در ایران به ما کمک می کند(که جای بحث آن در یاداشت وبلاگی نیست).

2. دوم اینکه طبقه متوسط اشاره به یک گروه سازمان یافته و یکپارچه ندارد.ما یک شکل از طبقه متوسط نداریم. به معنایی طیفی از اقشار که در برخی خصوصیات با هم مشترکند اشاره دارد که در عین حال در برخی خصائص از هم جدا می شوند. طبقه متوسط موجودیتی واحد ندارد و بنابراین،  یکدست نیست. طبقه متوسط محدود به فعالیتهای روشنفکری نیست، به بازایان و مشاعل صنعتی هم در جامعه جدید اشاره دارد. طبقه متوسط ضرورتا مستقل از دولت نیست بلکه به کارمندان دولتی هم مربوط است. بنابراین طبقه متوسط یک چیز نیست!

3. طبقه متوسط طبقه ای در  میان  طبقات بالا و پایین نیست. طبقه متوسط صرفا برای مبنای ملاک دارایی و ثروت سنجیده نمی شود در عین حال از تقاطع مفاهیم ثروت، تحصیلات و شغل می گذرد. طبقه متوسط  بیشتر به اقشار نوظهور و نوپدیدی اشاره دارد که در جامعه جدید پدید آمده اند که در درجه اول یا ویژگیهای شهرنشینی، اشتغال جدید و تحصیلات مشخص می شود. طبقه متوسط طبقه ای در کنار سایر طبقات نیست بلکه خود مفهومی مستقل است که برآمده از این ایده کلی است که گویی نیروهایی جدید سربرآوردند که جای نیروهای سنتی را گرفته اند.طبقه متوسط به ظهور جامعه جدید اشاره دارد. نیروهایی که در نتیجه گسترش نوسازی و شهر نشینی در ایران، نفوذ رسانه های جمعی، رشد تحصیلات، شکل گیری مشاغل جدید و جای گیری این آدمها در آن پدید آمده اند. هیمن طور طبقه متوسط بیشتر با مصرف و سبک زندگی توضیح داده می شود.

4. طبقه متوسط غربگرا نیست اما در بسیاری از جنبه ها دشمنی و تعارضی با برگرفتن ارزشهای عام غربی نمی بیند. غربگرایی  تعبیری است که سنتگرایان بدان متهمش می سازند. طبقه متوسط طرفدار ارزشهای مدرن (چه غربی و چه غیر غربی) و متولد جامعه مدرن است.

طبقه متوسط  در ایران، به دلیل جدید بودنش و به دلیل اعتقاد به ارزشهایی که از دل آن بر آمده است فرزند ناخلفی تعبیر شده است که در همه دوره های سیاسی تقریبا صدساله خود مورد اتهام بوده است. اما با گسترش کمی این طبقه این امید وجود دارد که نقش تاریخی خود را ایفا کند.