جامعه شناسی و زندگی روزمره در ایران

چه اتفاقی افتاده است؟

 

مهمترین سوالی که در این روزها میان هواداران ناراضی اصلاح طلب طرح می شود این است که " این ماجرا چه پایانی خواهد داشت؟"

 اکنون وضعیت به نقطه ای رسیده است که می تواند پایانش  ناامیدی مطلق هواداران اصلاحات باشد. همه آنانی که به دموکراسی باور داشتند و همه کسانی که معتقد بودند باید از راه فرایند انتخابات تغییرات مورد نظر را اعمال کرد امروزه ممکن است در تردیدی جدی بسر ببرند و افقی جدید را در پیش روی خود نبینند. در این روزهای یاس که بوی نا امیدی همه جا منتشر شده است گفت و گوهایی که با برخی از دوستان جامعه شناسم داشته ام خیلی به من کمک کرد که بر این موقعیت فائق آیم. همه گفت و گوها و تاملاتی که در این مدت داشته ام مرا به این نتیجه رسانده است که اصلاحات در این انتخابات به نتیجه مطلوب رسیده است. اگرچه در ظاهر و در چهار سال بعد(و شاید برای همیشه) از تسلط بر قوه مجریه ناکام مانده است اما اگر ثمره چهار یا هشت سال بعد اگر تنها این چیزی بود که در ماههای قبل و بعد از انتخابات بدان رسیدیم برای ما کافی است.

 اما باز خواهید پرسید که به راستی این ماجرا چه پایانی خواهد داشت؟ این تمنا در رسیدن به آخر گویا به خواستی عمومی بدل شده است و پاسخ این سوال نیز تقریبا بر همگان روشن است.اما نکته ای که از آن غفلت شده است این است که جنبش اصلاح طلبی و طبقه متوسط در ایران در کار ساختن چه امر جدیدی هستند؟ براستی چه رخدادی حول انتخابات به وقوع پیوسته است؟

من به جای پرسش رسیدن به آخر می خواهم به همین فرایند بودن توجه بیشتری کنم. مردم(طبقه متوسط) در این روزها چه کرده اند؟ جنبش مدنی اصلاحات در انتخابات دهم چه دستاوردی داشته است؟

در انتخابات دهم ما با جبهه بندی جدیدی مواجه شدیم و این جبهه بندی جدید در درجه اول ناشی از مفصل بندی جدید گفتمانی بین نیروهای سیاسی موجود در ایران بود. دیگر جامعه سیاسی ایران بین دو جبهه نیرومند راست و چپ تقسیم بندی نمی شود بلکه با جابجایی نیروها باید منتظر دسته بندی های نوینی بود که بر مدار دموکراسی(له یا علیه) شکل می گیرند. ای بسا بخشهایی از راست و چپ تشکیل گروههایی مشترک دهند یا آنکه استراتژی های جدیدی برای کنشهای سیاسی تدوین شود. دیگر مناسبات سیاسی پیش از انتخابات برای توضیح وضعیت جدید کفایت نمی کند. دیگر کنش ورزی های سیاسی به روال گذشته چندان کارایی نخواهد داشت. تقویت جامعه سیاسی به امری اجتناب ناپذیر بدل شده است.

دوم اینکه در رخداد اخیر نیروهای خاموش از طبقه متوسط به عنوان عاملان ضروری تغییر اجتماعی مورد نظر قرار گرفتند.در تبیین های جامعه شناسانه از این پس طبقه متوسط جایگاه جدیدی خواهد یافت. چرا که همیشه منتقدان مطرح می کرده اند که طبقه متوسط به تعبیر سی رایت میلزی اش نیرویی تن آسا و ترسو است و توان تبدیل شدن به نیروی تغییر را ندارد. همین طور یکی از مهمترین مشکلات روشنفکری عدم توانایی در بسیج منابع و نیروها بود. رخداد 22 خرداد برای اولین بار توانایی طبقه متوسط را نشان داد. بنظر من این مرحله یکی از آن دقایق حساسی بود که طبقه متوسط توانست اعلام موجودیت کند.

در جای خود خواهم نوشت که طبقه متوسط چه قبل و چه بعد از انقلاب در اعلام موجودیت خود ناکام ماند و هیچکس  نه تنها تولد این موجود مدرن را جشن نگرفت بلکه همیشه به مثابه تهدید آن را مورد نظر قرار دادند.

سوم اینکه امکان یک تجمع میلیونی و مردمی  مسالمت آمیز و مدنی دستاورد بزرگی است. این اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز در چارچوب فعالیتهای تعریف شده خود زمینه تولد جامعه جدید ایرانی است. بعد از سالهای انقلاب این اولین باری است که نیروهایی درون جامعه مدنی توانسته اند اعتراضات خود را علیه دولت مستقر سازمان دهند و( اگرچه با پرداخت هزینه) جامعه مدنی را به جلو ببرند.

چهارم اینکه  نامیدی از انتخابات به عنوان تنها راه تغییر موجب یافتن راههای خلاقانه در جامعه مدنی برای ایجاد تغییرات دلخواه و مقاومت مدنی خواهد شد. دسته ای از اصلاح طلبان تاکید می کردند که انتخابات در ایران تنها راه تغییر است اما در این وقفه تاریخی انتخابات موقعیت گذشته خود را از دست داده است و راههای بی شماری ز طریق تقویت جامعه مدنی باید جست و جو شود تا پروژه بازسازی دموکراتیک جامعه به جلو رود.

دوباره از من می پرسید فرجام این اعتراضات چه خواهد شد؟ من پاسخ خواهم داد که انتخابات از موضوعیت خواهد افتاد(در صورت عدم ابطال) ، اوضاع در ظاهر آرام خواهد شد و منابع مشروعیت نظام تغییر خواهند کرد. اما من از شما خواهم پرسید آیا نمی بینید که جامعه ایرانی دیگر جامعه پیش از انتخابات نیست؟آیا ما دیگرگون نشده ایم؟ آیا نمی بیند سبز به مثابه نماد اعتراض (اگرچه همیشه در سنت علوی ماندگار بود) در جامعه مدنی ایرانی بازتولید شده است و ماندگار خواهد ماند؟ آیا نمی توان اعتمادی بیشتری به طبقه متوسط داشت؟