جامعه شناسی و زندگی روزمره در ایران

درباره رسانه های ضعیف و قوی

  

 

1.   رسانه های قوی و رسانه های ضعیف صرفا مفهومی ناظر بر گستردگی پوشش و میزان نفوذ در میان مخاطبان است. رسانه ای که مخاطبان گسترده ای دارد، و با توجه به تنوع برنامه هایش طیف گسترده ای از آدمها را پوشش می دهد رسانه قوی نام گرفته است. به عبارت دیگر این نوع رسانه  هم به لحاظ میزان کمیت و هم به لحاظ تفاوتهای جنسی، سنی و طبقانی و تحصیلی طیفهای مختلفی را تحت نفوذ خود دارد. این در حالی است که رسانه های ضعیف از آن رو ضعیف نام گرفته اند که پوشش فراگیری در جامعه ایرانی ندارند و از دیگرسو به لحاظ مصرف به گروههای سنی میانین و جوان و طبقات تحصیلکرده محدود می شوند. مصرف رسانه های ضعیف حتی به لحاظ جنسیتی نیز تفاوت معناداری دارد. مثلا داده های تحقیقات پیشمایش ملی نشان داده است که زنان کمتر از مردان روزنامه می خوانند اما در خواندن مجله سبقت می گیرند. اما دو مفهوم رسانه های بزرگ و رسانه های کوچک که محمد رضایی در وبلاگ خود مطرح کرده اند می تواند از جنبه هایی مفید باشد اما به دام همان محدودیتهایی می افتد که رضایی از آن انتقاد می کند. اولا منظور از بزرگ و کوچک بودن در مورد رسانه ها چیست؟ دوم اینکه رسانه های کوچک طیف بسیار بیشتری از آنچه که در مورد رسانه های همگانی مورد نظر من است را در بر می گیرد. مثلا مویابل رسانه کوچک به شمار می آید اما رسانه ای همگانی(mass media) نیست. بنابراین در حالی که رسانه ضعیف مورد نظر من به طور مستقیم جهت گیری ای سیاسی دارد و در نسبت با مخاطبانش تعریف می شود، مفهوم رسانه کوچک به چینین ابعادی بی توجه است. واضح است که هرگونه مفهوم سازی به جهت کاربردی که برای ما در تحلیل دارند می توانند سودمند باشند و تفکیک رسانه ها به بزرگ و کوچک کمکی به من در توضیح رابطه  میان دموکراسی و رسانه نمی کند. از نظر من رسانه کوچک می تواند هم قوی باشد هم ضعیف. مثلا موبایل به عنوان رسانه کوچک رسانه ای قوی است ودارای همان دو عامل کلی است که در مورد رسانه قوی گفتم. اما همان طور که گفتم در تحلیل من تنها رسانه های همگانی موضوعیت دارند.

2.   تفکیک رسانه ها به ضعیف و قوی ضرورتا به معنای میزان تاثیر پذیری آنها نیست. رسانه های ضعیف در میان طبقات متوسط و مخاطبان آن تاثیر بالایی دارند و در عوض همین طبقات از رسانه های قوی تاثیر بسیار کمتری می پذیرند.  سخن رضایی در مورد تاثیر پذیری و نفوذ تلویزیون ماهواره ای در رویدادهای اخیر درست است اما جناب رضایی از این نکته غافل اند که مسئله من بر عمق نفوذ و تاثیرپذیری بر طیف خاصی از جامعه نیست(طبقه متوسط) بلکه تاثیر پذیری و انتقال پیام بر کلیت جامعه مدنظر بوده است. جناب رضایی با من همداستانند که یکی از علتهای مهم محدود ماندن جنبش اجتماعی اخیر در میان طبقات متوسط شهرهای بزرگ به دلیل آن بوده است که این جنبش بر رسانه های ضعیف تکیه داشته است و بخش عمده ای از جامعه اساسا صدایی از اعتراضات و مطالبات نشنیده اند. در حالی که سایتهای اینترنتی رقیب و تلویزیونهای ماهواره ای و شبکه های اجتماعی مورد نظر رضایی در زمینه تولید مسئله برای مردم فعال بودند رسانه قوی به سادگی توانست امور را برای کلیت جامعه طبیعی جلوه دهد و تنها در میان طبقات متوسط و در شهرهای بزرگ بوده است که تلویزیون به طور کامل موفق عمل نکرده است. بنابراین دسترسی و فراگیری شرط لازم( نه لزوما کافی) تعریف رسانه های قوی است.

3.   در مورد دموکراتیک بودن رسانه های ضعیف هم رضایی گمان نادرستی از سخن بنده داشته اند. آنچه مد نظر من بوده است دموکراسی بازنمایی بوده است و نه محتوای دموکراتیک این یا آن رسانه. وقتی از وضعیت مطلوبتر دموکراسی بازنمایی در رسانه های ضعیف سخن می گوییم منظور ما این است که حضور گفتمانها و  بازنمایی های متفاوت و گاه شدیدا مخالف خود نشانه وجود دموکراسی در بازنمایی در سطح رسانه های ضعیف است. بنابراین هدف این نبود که بگوییم روزنامه کیهان دموکراتیک تر از تلویزیون است. بلکه هدف این بود که بگوییم حضور بازنمایی که کیهان از وقایع ارائه می کند در کنار روزنامه اعتماد خود نشانه این است که گزارشات متفاوت از یک رویداد در این سطح تحمل می شود اما در سطح رسانه قوی ما تنها با یک رسانه مواجه ایم بنابراین تنوع گفتمانی هم وجود نخواهد داشت.  و فرجام سخن در مورد این سخن رضایی که " ما نمی توانیم هر سخن مخالفی را لزوما  دموکراتیک فرض کنیم( چرا که ) از دل این فضاها رادیکالزیم خطرناکی میتواند حاصل شود"  باید بگوییم که چنین نتیجه ای ارتباطی به بحث من ندارد. اینکه فضای دموکراتیک در ایران خود می تواند به رادیکالیزم ختم شود موضوع مستقلی است که در جای خود باید بدان پداخت و به هیچ وجه نافی دسته بندی ساده من از رسانه ها نیست. چنین دسته بندی در حد یک مفهوم سازی اولیه است که محتاج نقادی هایی از نوع نوشته نقادانه محمد رضایی است.