جامعه شناسی و زندگی روزمره در ایران

رسانه های قوی و رسانه های ضعیف در ایران

 

وضعیت رسانه ها در ایران به دو دسته کلی  رسانه های قوی و رسانه های ضعیف، قابل تقسیم است. منظور از رسانه های قوی،  رسانه ها با قدرت مالی بالا، سازمان یافتگی گسترده و بزرگ، و قدرت فراگیری و پوشش و در دسترس بودن زیاد هستند. تلویزیون در ایران از چنین قدرتی برخوردار است. حتی علی رغم پوشش دهندگی یکسان رادیو و تلویزیون، تلویزیون بیش از رادیو و به عنوان رسانه بی رقیب و به عنوان تنها بازی کننده در شهر عمل می کند.

در عوض، رسانه های ضعیف از قدرت پوشش دهندگی پایینی برخوردارند و به دلایل مختلفی چون توان مالی، عدم قدرت سازمان یافتگی و سطح فرهنگی مخاطب و نوع رسانه تنها مخاطبان محدودی را در بر می گیرند. رسانه هایی چون روزنامه و مطبوعات و در شرایط فعلی اینترنت و تلویزونهای ماهواره ای رسانه ضعیف محسوب می شوند.[1]

جدول مقایسه ای استفاده از دو نوع رسانه قوی و ضعیف در جامعه ایرانی*

نوع رسانه

هر روز استفاده می کنم

اصلااستفاده نمی کنم

جامعه شهری

جامعه روستایی

جامعه شهری

جامعه روستایی

تلویزیون

85.3

79.8

1.4

4.9

روزنامه

16.7

5.7

21.4

42.8

 

تفاوت استفاده و مصرف در  این دو نوع رسانه ها نشان می دهد که تلویزیون می تواند نقشی تاثیرگذار در جامعه ایران بازی کند. در حالی که بین مصرف کنندگان تلویزیون تفاوت معناداری به لحاظ طبقاتی و تحصیلاتی وجود ندارد، رسانه های ضعیف را بیشتر افراد با تحصیلات بالاتر  و سطح اقتصادی بالاتر استفاده می کنند. در عین حال باید بیفزاییم که تلویزیون در ایران تک گفتمانی است در حالی که رسانه های ضعیف در ایران چند گفتمانی هستند. به عبارت دیگر اگر به رسانه های ضعیف نگاه کنیم گفتمانها و صداهای مختلفی را می شنویم که این گمان را تقویت می کند که ایران جامعه ای چند صدایی است. دولتمردان نیز هرگاه بخواهند از وجود دموکراسی در ایران صحبت کنند رسانه های ضعیف را نمونه می آورند و روشنفکران هرگاه بخواهند غیردموکراتیک بودن ایران را نمونه بیاورند آن رسانه قوی را شاهد می گیرند.

سخن آخر آنکه، در ایران، رسانه های چند گفتمانی مادامی که ضعیف باشند تحمل می شوند اما به محض انکه مخاطبان بیشتری بیابند مسئله ساز می شوند. در تاریخ مطبوعات ایران بودند روزنامه هایی که به دلیل یافتن تیراژ گسترده و مخاطبان ثابت و حرفه ای، عمرشان به پایان رسید. اما اگر همان مطالب را روزنامه های بدون مخاطب به چاپ می رساندند به موجب همان قانون قابل تحمل فرض می شدند. به عبارت دیگر جامعه چند صدایی در برد محدود و صدای پایین در ایران تحمل می شود اما به محض آنکه این صداها بلند شود و فراگیری عام یابد غیر قابل تحمل بنظر می رسند.

اگر بخواهم یکبار دیگر سخنانم را در چند گزاره خلاصه کنم بدین شرح خواهد بود:

1.      رسانه ها در ایران (به ویژه به لحاظ قدرت پوشش دهندگی)  به ضعیف و قوی تقسیم می شوند.

2.   مصرف کنندگان رسانه های قوی همه شکل(با تنوعات فراگیر تحصیلی، سنی و طبقاتی) و مصرف کنندگان رسانه های ضعیف محدود به اشکال فرهنگی و اقتصادی(تحصیلات و موقعیت اقتصادی بالا) خاصی هستند.

3.      در ایران، رسانه قوی تک گفتمانی و رسانه های ضعیف چند گفتمانی هستند.

4.   جامعه ایرانی به لحاظ تکثر گفتمانی در رسانه های ضعیف به جامعه دموکراتیک نزدیک است اما به لحاظ تک گفتمانی بودن رسانه قوی جامعه ای غیر دموکراتیک است.

5.      در ایران رسانه های چند گفتمانی صرفا  تا آنجا که رسانه ای ضعیف باشند تحمل می شوند.



[1] البته رسانه اینترنت و ماهواره صرفا در شرایط فعلی ضعیف محسوب می شوند اما در اینده نزدیک با توجه به پوشش دهندگی گسترده می توانند با تلویزیون دولتی قابل مقایسه گردند.

* منبع: نتایج یافته های پیمایش ملی تحولات فرهنگی ایرانیان  1383، مناطق شهری و روستایی، محسن گودرزی،سازمان تبلیغات اسلامی.