جامعه شناسی و زندگی روزمره در ایران

رسانه ها و دموکراسی بازنمایی در ایران

 

١.      بازنمایی دموکراسی و دموکراسی بازنمایی هریک بحث مهم و ارزشمندی محسوب می شوند که در جای خود باید بدانها توجه کرد. در بازنمایی دموکراسی ما رسانه ها را از این بعد تحلیل می کنیم که  رسانه‌ها چه بازنمایی  از دموکراسی ارائه می دهند. آیا در این بازنمایی ها دموکراسی عنصری مطلوب جلوه داده می شود یا اینکه دموکراسی با مولفه هایی همراه می شود که در نهایت مورد تردید قرار می گیرد و شکل بدیلی برای آن عرضه می شود.؟ شرح این حکایت مفصل است و در جای خود باید مورد داوری قرار گیرد. اما در رویکرد دیگر ما می توانیم از دموکراسی بازنمایی سخن بگوییم. دموکراسی بازنمایی یکی از اشکال دموکراسی در جامعه مدرن است و بر این امر دلالت دارد که در بازنمایی عالم و آدم تا چه اندازه ما بازنمایی های متعدد و متنوع مواجه ایم. بر اساس نظریه بازنمایی از آنجا که هر روایت از جهان با برجسته سازی و به حاشیه رانی وقایع و اموری همراه است بنابراین تنها راه فهم دقیق رویدادها در اختیار داشتن روایتهای متعدد و به زبانی همان امکان دموکراسی بازنمایی است. همچنین باید این نکته را در نظر داشت که بدون دموکراسی بازنمایی امکان وجود اشکال متعارف دموکراسی منتفی است. یعنی نمی‌شود جامعه‌ای دموکراتیک داشت در عین حال در آن  از دموکراسی بازنمایی خبری نباشد. از سوی دیگر این نکته برای جوامعی چون ما اهمیت دارد که بدون کمک به تقویت دموکراسی بازنمایی امکان تاسیس یک جامعه دموکراتیک ممکن نیست. به همین دلیل است که رسانه ها یکی از ارکان دموکراسی لقب گرفته اند. اما رسانه ها به خودی خود رکن دموکراسی به حساب نمی آیند. رسانه ها در خدمت هر نوع جامعه ای(دموکراتیک یا اقتدار گرا) می توانند قرار گیرند. تنها وضعیتی که در آن رسانه ها می توانند به وضعیت دموکراتیک کمک کنند وضعیتی متکثر و چند صدایی است. موقعیتی که در آن به زبان دینی ما امر به معروف و نهی از منکر حاکمان را ممکن ببینند.   اما  اکنون سوال این است که رسانه ها در ایران تا چه اندازه در مسیر دموکراسی بازنمایی گام بر می دارند؟ به عبارت دیگر دموکراسی بازنمایی در ایران چه وضعیتی دارد؟

2.       در جامعه ایران رسانه های متعدد هریک به سهم خود بازنمایی های خاصی از جهان و جامعه ارائه می دهند. هنگامی که به روزنامه ها نگاه می کنیم علی رغم وجود تنگناها سخنهای مختلفی می شنویم، زمانی که به فضای مجازی می رویم سخنهای بیشتری می شنویم. اما وقتی تلویزیون رسمی و دولتی را نگاه می کنیم تنها یک صدا می شنویم و آن صداهای متعدد و هرچند نحیف در روزنامه ها و مجلات تنها به صدای دولت تقلیل می یابد. در چنین وضعیتی چه مفهوم سازی باید از رسانه ها ارائه داد و چگونه باید در باب نقش رسانه ها در دموکراسی بازنمایی داوری نمود؟

3.      براساس آنچه گفته شد می توان به دو دسته از رسانه ها در ایران اشاره کرد. یک دسته رسانه هایی که تا اندازه ای در مسیر دموکراسی بازنمایی گام بر می دارند و دسته دوم رسانه هایی را شامل می شوند که تک صدایی اند. اما برای مفهوم سازی از این دو دسته رسانه ها باید به یک ویژگی مهم نهفته در این دو طبقات از رسانه ها توجه کرد. به این معنا که رسانه های تک صدایی چون تلویزیون در ایران رسانه ای قوی و رسانه های چند  صدایی و چند گفتمانی رسانه‌ای ضعیف محسوب می شوند.

4.      بنابر این رسانه ها را در ایران به دو دسته رسانه های ضعیف و رسانه های قوی تقسیم می کنم.  منظور از رسانه های قوی،  رسانه ها با قدرت مالی بالا، سازمان یافتگی گسترده و بزرگ، و قدرت فراگیری و پوشش و در دسترس بودن بالا و مهمتر از همه گستردگی بی نظیر مخاطب است. در عوض، رسانه های ضعیف از قدرت پوشش دهندگی پایینی برخوردارند و به دلایل مختلفی چون عدم توان مالی، عدم قدرت سازمان یافتگی و سطح فرهنگی مخاطب تنها مخاطبان محدودی را در بر می گیرند.

5.      دموکراسی بازنمایی در ایران در ارتباط با رسانه های ضعیف باید فهم شود و رسانه قوی چون تلویزیون به عنوان رسانه ای بی رقیب تنها به شکل دولتی اداره می شود و نقشی در دموکراسی بازنمایی ایفا نمی کند. روشن است که رسانه های ضعیف در ایران به دلیل پایین بودن میزان مخاطب(اگرچه از دموکراسی  بازنمایی حداقلی در متن برخوردار باشند) تاثیر کمی در ایجاد جامعه چند صدایی و دموکراتیزه شدن جامعه ایران دارند. تصور می کنم تامل بیشتر در هریک از رسانه های قوی و رسانه های ضعیف در ایران با توجه به سیاستهای رسانه ای موجود می تواند افقهای جدیدی در تحلیل دموکراسی بازنمایی باز کند. یک پرسش مهم  که به روی این قبیل تاملات قرار دارد این است که چرا رسانه هایی چون روزنامه و مجلات و همین طور کتاب در ایران رسانه ای ضعیف اند؟ چرا علی رغم گذشت دهه ها  از توسعه دانشگاه‌ها و تحصیلات دانشگاهی هنوز چنین رسانه هایی ضعیف محسوب می شوند؟