جامعه شناسی و زندگی روزمره در ایران

جامعه بی اخلاق

 

1. به گمانم کمتر جامعه ای چون جامعه ایرانی یافت می شود که در آن به این اندازه از ضرورت اخلاق سخن گفته شده باشد همین امر این فرض را ایجاد می کند که ما در جامعه ای به کلی بی اخلاق بسر می بریم. جامعه ای که بدان اندازه که از اخلاق سخن می گوید و عیب دیگر جوامع را برجسته می کند خود به قواعد اخلاق پایبندی نشان نمی دهد. اول اینکه اخلاق در جامعه ما به مصادیقی خاص  محدود گشته است و کثیری از قواعد رفتاری را( در عمل) در خود جای نمی دهد. یک نمونه آن دروغگویی است که در جوامع غربی حساسیتهای اجتماعی و سیاسی زیادی بر آن مترتب است.

نمونه دیگر و برجسته آن تهمت زدن به شخصیتهایی است که تا پیش از این به عنوان منبعی قابل اعتماد برای جامعه معرفی می شدند. در چنین جامعه بی اخلاقی همه بزرگان سیاسی از هر جناحی که باشند زمانی که مطابق با ذائقه سیاسی ما عمل نکنند نه تنها عملکرد فعلی بلکه کل تاریخ سیاسی آن فرد را زیر سوال می بریم.

ما مردمانی عجیب هستیم افرادی را شب هنگام رسوا می کنیم که صبح هنگام به مداحی آنها می پرداختیم.

2. بد نیست اشاره ای به سریال مسافران بپردازم که این شبها از تلویزیون ایران پخش می شود.  این سریال حکایت گروهی انسانهای فضایی است که به زمین آمده اند و بر روی انسانها مطالعه می کنند. از جمله موارد جالب این است که جامعه بی اخلاق ایران نماد جامعه بشری تلقی شده است. مثلا انسانها(بخوانید ایرانیان) به آسانی به یکدیگر دروغ می گویند، درویی می ورزند، چاپلوسی می کنند، دزدی می کنند. بسیاری از این خصائص که انسانهای فضایی با دیدنش تاسف می خورند و می خواهند اخلاق ناپسند بشر را به انها یاداوری کنند در واقع خصائص انسانهای ایرانی اند و نه لزوما خصائص انسانهای روی زمین. اگر نگاهی به سفرنامه هایی که دیگران برای ایران نوشته اند نگاهی بیندازیم متوجه می شویم که اینها خصائصی تاریخی ایرانیان نیز هستند.  جالب است تاکید کنم که چنین جامعه بی اخلاقی بیش از هر جامعه ای بر اخلاق تاکید می کند و خود را جامعه ای اخلاقی می نامد.

 

3. در همان دم که در کار ویران کردن شخصیت دیگران هستیم در واقع فرصتی فراهم می کنیم که در برهه ای دیگر افرادی شخصیت ما را ویران سازند.